دفتر مشق جلویش باز است، ولی هنوز چند دقیقه نگذشته که مداد را میجود، یک بار آب میخواهد، یک بار یادش میآید باید چیزی را به برادرش بگوید، و سؤال اول هنوز نیمهکاره مانده. شما هم که از صبح خستهاید، کمکم صدایتان بالا میرود. آشناست؟
خیلی از بچههای دبستانی گاهی همینطورند. تمرکز مهارتی است که با بزرگتر شدن کمکم رشد میکند، و یک بچهٔ هفت یا هشتساله هنوز نمیتواند مدت زیادی پشت سر هم روی کاری بماند که برایش سخت است. پس پیش از هر چیز: این معمولاً نشانهٔ تنبلی یا لجبازی نیست. خبر خوب این است که چند تغییر ساده در خانه، اغلب تفاوت زیادی میسازد.
اول ببینید حواسش کجا میرود
«تمرکز ندارد» را برای چند وضعیت خیلی متفاوت میگوییم، و راه هرکدام فرق میکند. چند روز، بیآنکه چیزی بگویید، فقط نگاه کنید:
- اصلاً شروع نمیکند و از همان اول بهانه میآورد؟ شاید نمیداند از کجا شروع کند.
- خوب شروع میکند و وسط کار رها میکند؟ شاید جلسه برایش طولانی است.
- فقط سر یک درس یا یک نوع سؤال اینطور میشود؟ شاید آن قسمت را نفهمیده است.
- ساعت خاصی از روز بدتر است؟ شاید خسته یا گرسنه است.
- صدایی یا چیزی در اتاق مدام حواسش را میبرد؟
همین نگاه ساده، بیشتر از هر توصیهای نشان میدهد از کجا باید شروع کرد.
گاهی مشکل تمرکز نیست، سختیِ درس است
بچهای که سؤال را نمیفهمد، کمتر پیش میآید که بگوید «نمیفهمم». بیشتر وقتها شروع میکند به ور رفتن با پاککن، پرسیدن اینکه شام چیست، یا رفتن به دستشویی. از بیرون شبیه حواسپرتی است، ولی در واقع راهی است برای دور شدن از کاری که حس میکند از پسش برنمیآید.
یک راه برای فهمیدنش: سؤال آسانتری از همان جنس جلویش بگذارید، با عددهای کوچکتر. اگر ناگهان حواسش جمع شد و حلش کرد، گره در خود درس است، نه در تمرکزش. آن وقت بهجای «حواست را جمع کن»، باید همان قسمت را دوباره و آرامتر با او دید.
جلسههای کوتاه، با استراحت
یک ساعت نشستن پشت میز، برای بیشتر بچههای دبستانی زیاد است. بهتر است کار را تکهتکه کنید: چند دقیقه کار، یک استراحت کوتاه، دوباره چند دقیقه کار. طول هر تکه را از روی خود بچه پیدا کنید؛ از جایی شروع کنید که هنوز خسته نشده، و آرامآرام بلندترش کنید.
چند نکته که استراحت را مفید نگه میدارد:
- استراحت کوتاه و از پیش معلوم باشد: «این سه تا را که حل کردی، میروی آب میخوری و برمیگردی.»
- در استراحت تکان بخورد: کشوقوس، چند بار بالا و پایین پریدن، رفتن تا آشپزخانه. گوشی و تلویزیون معمولاً برگشتن سر درس را سختتر میکنند.
- ساعت یا تایمر بهجای شما وقت را اعلام کند. «زنگ خورد، وقت استراحت است» دعوای کمتری دارد تا «بس است دیگر، پاشو».
اگر تکلیف طولانی است، آن را با هم به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید و هر بخش را که تمام کرد، خودش تیک بزند. دیدن فهرستی که کمکم کوتاه میشود، برای خیلی از بچهها انگیزه است.
جا و زمانِ ثابت
بچهها هم مثل ما به عادت خو میگیرند. وقتی درس هر روز در یک جا و تقریباً در یک ساعت انجام شود، نشستن پشت آن میز کمکم خودش یعنی «وقت درس». لازم نیست اتاق جدا داشته باشید؛ گوشهای از میز آشپزخانه هم کافی است، به شرط اینکه:
- تلویزیون خاموش باشد و گوشیها دور.
- روی میز فقط چیزهایی باشد که برای همین درس لازم است. اسباببازی، کتابهای دیگر و جامدادیِ پر از وسیله، هرکدام دعوتی به حواسپرتیاند.
- نور کافی باشد و صندلی اندازهاش.
زمان را هم با خود بچه انتخاب کنید. بعضی بچهها بعد از مدرسه اول باید کمی بازی کنند و چیزی بخورند، و بعضی ترجیح میدهند اول کار را تمام کنند. هرچه را انتخاب کردید، چند هفته ثابت نگهش دارید تا عادت شود.
خواب، غذا و بازی
بچهای که شب دیر خوابیده، گرسنه است یا تمام روز فرصت دویدن و بازی نداشته، سر درس هم سخت آرام میگیرد. اینها شاید ربطی به ریاضی نداشته باشند، ولی پیش از هر روش دیگری ارزش بررسی دارند:
- شبها به اندازهٔ کافی میخوابد و ساعت خوابش کموبیش ثابت است؟
- پیش از درس یک عصرانهٔ سبک خورده است؟
- امروز وقتی برای بازی آزاد، بیرون رفتن و تحرک داشته است؟
- درست میبیند و درست میشنود؟ بچهای که تخته را خوب نمیبیند یا صدای معلم را کامل نمیشنود، ممکن است حواسپرت به نظر برسد. اگر مدتی است چشم و گوشش معاینه نشده، بد نیست یک بار بررسی شود.
کنارش باشید، نه بالای سرش
خیلی از بچههای کوچک وقتی بزرگتری نزدیکشان است بهتر کار میکنند. ولی «نزدیک بودن» با «مراقب هر خط بودن» فرق دارد. اگر کنارش بنشینید و هر عددی را که مینویسد نگاه کنید، یا بهجای فکر کردن منتظر تأیید شما میماند، یا از ترس اشتباه دست نگه میدارد.
یک راه میانه: در همان اتاق، کار خودتان را بکنید؛ کتاب بخوانید یا حسابهای خانه را بنویسید. بچه میبیند که این ساعتِ کار است، برای همه. اگر سؤالی داشت، هستید؛ اگر نداشت، بگذارید خودش پیش برود. برای اینکه وقتی گیر کرد چطور کمکش کنید، مقالهٔ چطور در خانه به ریاضی فرزندتان کمک کنیم چند راه ساده دارد.
با او حرف بزنید، نه دربارهٔ او
جملههایی مثل «تو هیچوقت حواست جمع نیست» یا «باز رفتی تو فکر» از سر خستگی گفته میشوند، ولی بچه آنها را دربارهٔ خودش باور میکند. بچهای که فکر میکند «من آدم حواسپرتی هستم»، کمتر تلاش میکند حواسش را جمع کند.
بهجایش:
- کار را توصیف کنید، نه او را: «این سؤال نصفه مانده، بیا تمامش کنیم.»
- لحظههایی را که متمرکز بوده ببینید و به زبان بیاورید: «دیدی؟ این چهار تا را پشت سر هم حل کردی.»
- از خودش بپرسید: «به نظرت چه چیزی حواست را پرت کرد؟ چه کار کنیم کمتر شود؟» بچهها گاهی راههایی پیشنهاد میکنند که به فکر ما نرسیده، و به راهی که خودشان پیدا کردهاند بیشتر پایبند میمانند.
کی با متخصص مشورت کنیم؟
بیشتر وقتها با این تغییرها، در چند هفته وضع بهتر میشود. اما اگر:
- معلم هم میگوید در کلاس، بیشتر از همسنهایش، نمیتواند حواسش را جمع کند،
- مشکل فقط سر درس نیست و در بازی، در گوش دادن به حرف دیگران یا در کارهای روزمره هم دیده میشود،
- چند ماه است ادامه دارد و با این تغییرها بهتر نشده،
- یا ناگهان شروع شده، مثلاً همراه با غمگینی و بدخوابی، یا بعد از اتفاق مهمی در خانواده،
بهتر است با مشاور مدرسه یا یک روانشناس کودک صحبت کنید. این به آن معنا نیست که فرزندتان «مشکلی دارد»؛ فقط یعنی کسی که کارش همین است، از نزدیکتر نگاه کند. اینکه حواسپرتی از کجا میآید و آیا اصلاً به کمک خاصی نیاز هست یا نه، را فقط متخصص پس از دیدن خود بچه میتواند بگوید، نه یک مقاله.
اگر فقط سر ریاضی اینطور است
اگر دیدید بچه سر بقیهٔ درسها مشکلی ندارد و فقط از ریاضی فرار میکند، احتمالاً جایی از درسهای قبل برایش جا نیفتاده و درس امروز روی همان پایهٔ لرزان ساخته شده است. وقتی آن تکه پیدا و درست شود، بیشتر وقتها حواسپرتی سر ریاضی هم کمتر میشود.
پیدا کردن آن تکه با حدس زدن سخت است. آزمون تعیین سطح لامادو در حدود ۱۰ دقیقه نشان میدهد فرزندتان در ریاضی کجای کار است و از کجا باید شروع کند. رایگان است و ثبتنام نمیخواهد.