بیشتر پدر و مادرها وقتی فرزندشان در ریاضی گیر میکند، یکی از دو کار را میکنند: یا خودشان دست به کار میشوند و مسئله را حل میکنند، یا تمرین بیشتری جلوی بچه میگذارند. هر دو از سر دلسوزی است، و هیچکدام معمولاً جواب نمیدهد.
خبر خوب این است که برای کمک کردن، لازم نیست ریاضی را بهتر از معلم بلد باشید. آنچه از خانه برمیآید چیز دیگری است: عادت، حوصله، و نگاهی که به اشتباه و به خود ریاضی دارید. اینها چند کار سادهاند که بیشترین اثر را دارند.
کم، ولی هر روز
ده دقیقه تمرین در روز، از یک ساعت تمرین در آخر هفته بیشتر میماند. مغز چیزی را که چند بار با فاصله دیده، بهتر از چیزی که یکجا و فشرده دیده نگه میدارد. پس بهجای جلسههای طولانی و خستهکننده، یک زمان کوتاه و ثابت پیدا کنید: بعد از عصرانه، قبل از کارتون، هر وقت که برای خانوادهٔ شما جا میافتد.
زمان کوتاه یک فایدهٔ دیگر هم دارد: تمرین قبل از اینکه بچه خسته و کلافه شود تمام میشود. بهتر است با حس «میتوانم» تمام شود تا با گریه.
اشتباه خبر است، نه شکست
وقتی بچه جواب غلط میدهد، بیشتر از هر وقت دیگری دربارهٔ فکرش اطلاعات میگیرید. اشتباهها معمولاً تصادفی نیستند و پشت هرکدام یک برداشت نادرست است. بچهای که میگوید ۴۲ منهای ۱۷ میشود ۳۵، بیدقتی نکرده است. او در هر ستون عدد کوچکتر را از بزرگتر کم کرده، چون هنوز نفهمیده قرض گرفتن یعنی چه.
پس بهجای «نه، غلطه»، بپرسید: «چطور به این رسیدی؟» گاهی بچه وسط توضیح دادن خودش اشتباه را پیدا میکند. اگر پیدا نکرد، دستکم شما فهمیدهاید گره کجاست. تمرین بیشتر روی همان روش غلط فقط آن را محکمتر میکند.
بپرسید «چطور فهمیدی؟»، حتی وقتی درست است
این سؤال را فقط برای جوابهای غلط نگه ندارید. وقتی بچه جواب درست را هم توضیح میدهد، فهمش عمیقتر میشود، و شما میبینید جواب را فهمیده یا حدس زده است. دو بچه ممکن است هر دو بگویند ۸ تا ۷ میشود ۵۶: یکی حفظ کرده، و دیگری از ۷ تا ۷ (۴۹) یک ۷ دیگر جلو رفته است. دومی اگر روزی یادش برود، راه برگشت را بلد است.
سؤالهایی که به کار میآیند:
- «از کجا مطمئنی؟»
- «یک راه دیگر هم برای حلش هست؟»
- «اگر بهجای ۷، ۸ بود، چه فرقی میکرد؟»
ریاضی را در زندگی روزمره پیدا کنید
برای بچه، ریاضی معمولاً چیزی است که فقط در دفتر و کتاب پیدا میشود. هر بار که در زندگی روزمره به آن برمیخورد، این تصور کمی کمرنگتر میشود:
- در آشپزخانه: «دستور برای ۴ نفر است و ما ۶ نفریم. برنج را چقدر بریزیم؟»
- در خرید: «با این پول، دو تا از اینها میشود خرید؟ چقدر باقی میماند؟»
- با ساعت: «کارتون ساعت ۵ شروع میشود. چند دقیقهٔ دیگر مانده؟»
- در راه: «تا خانه چند چراغقرمز دیگر داریم؟ دیروز چند تا بود؟»
اینها امتحان نیستند و نباید هم شبیه امتحان شوند. اگر بچه جواب نداد، خودتان بلند فکر کنید: «بگذار ببینم… دو تا ۳۰ هزار تومان میشود ۶۰…». شنیدن اینکه یک بزرگتر چطور فکر میکند، خودش درس است.
اول بفهمد، بعد حفظ کند
جدول ضرب را بالاخره باید حفظ کرد، ولی حفظی که روی فهم بنا شده باشد. بچهای که میداند ۳ × ۴ یعنی سه دستهٔ چهارتایی، اگر جواب را فراموش کند میتواند دوباره بسازدش. بچهای که فقط آهنگش را حفظ کرده، اگر فراموش کند، هیچ راهی ندارد.
برای همین، قبل از تکرار و تمرین سرعت، بگذارید با چیزهای واقعی بسازد: دکمه، حبهقند، مداد رنگی. وقتی دید ۴ × ۳ و ۳ × ۴ همان دوازده تا حبهقند است، نصف جدول را مجانی یاد گرفته است.
با تکلیف چه کنیم؟
وسوسهانگیز است که وقتی بچه گیر کرده، راه حل را نشانش بدهیم تا زودتر تمام شود. ولی تکلیفی که شما حل کردهاید، به معلم اطلاعات غلط میدهد و به بچه چیزی یاد نمیدهد.
بهجایش، کمی عقب بروید:
- بخواهید سؤال را با زبان خودش برایتان بگوید.
- بپرسید کدام قسمتش را میداند و از کجا گیر کرد.
- اگر هنوز گیر بود، یک سؤال سادهتر از همان جنس بپرسید: با عددهای کوچکتر، یا با چیزی که بشود شمرد.
- وقتی حلش کرد، برگردید سراغ سؤال اصلی.
اگر بعد از این هم پیش نرفت، اشکالی ندارد. یک یادداشت کوتاه برای معلم، که بچه کجا گیر کرد، از یک تکلیف کامل و بینقص به درد بیشتری میخورد.
مراقب حرفهایمان باشیم
«من هم ریاضیام بد بود» را معمولاً برای دلداری میگوییم. بچه اما چیز دیگری میشنود: اینکه ریاضی استعدادی است که بعضی دارند و بعضی ندارند، و او هم احتمالاً جزو گروه دوم است. پژوهشها نشان دادهاند که نگرانی پدر و مادر دربارهٔ ریاضی میتواند به بچه منتقل شود.
جملههایی که بهجایش به کار میآیند:
- «این سخت است، ولی هنوز یادش نگرفتهای.»
- «اشتباهت نشان داد کجا را باید دوباره ببینیم.»
- «دیروز این را بلد نبودی، امروز بلدی.»
و تلاشش را ببینید، نه فقط جواب درست را. «چه خوب که دست برنداشتی» بیشتر از «آفرین، باهوشی» در او میماند.
از کجا بدانیم فرزندمان کجای کار است؟
گاهی مشکل امروز ریشه در درس یکی دو سال پیش دارد. بچهای که در ضرب گیر کرده، شاید هنوز جمع تکراری را درست نفهمیده باشد. در این حالت تمرین بیشتر روی ضرب کمکی نمیکند و باید یک قدم عقب رفت.
پیدا کردن آن قدم با حدس زدن سخت است. آزمون تعیین سطح لامادو برای همین ساخته شده: در حدود ۱۰ دقیقه، با سؤالهایی که هر کدام بسته به جواب قبلی انتخاب میشود، نشان میدهد فرزندتان از کجا باید شروع کند. رایگان است و ثبتنام نمیخواهد.